از “همایش های حمایتی” دوستان دلسوز تا آوارگی “سرمایه های انسانی”

اسامی حاضران توسط مسئول سرویس ها خوانده می شد و کسانی که توانسته بودند نام خود را در برگه ثبت کنند شادان سوار بر مرکب می شدند. در این میان برخی که گمان می کردند نام شان ثبت است و نبود، دل غمین بار و بندیل را از بین بارها پیاده کرده و  دوباره ایستاده منتظر می ماندند تا شاید فرجی شود. پس از گذشت نیم ساعت، اتوبوس با تکمیل مسافران به راه افتاد. اما هنوز جمعیت زیادی منتظر بودند.

با اعلام اینکه اتوبوس دیگری هم تدارک دیده شده امیدها به کاروان راهیان بوشهر بازگشت. پس از مدت زمان کوتاهی، اتوبوس دوم وارد شد و بعد از حدود ۲۰ دقیقه، دوباره خواندن اسامی آغاز شد. به مسافران مرتب اعلام می شد که اگر نام شان در لیست وجود ندارد از سوارشدن خودداری کنند. البته جای شکرش باقی بود که مسئولین سرویس ها،  ثبت نام نشده ها را رد نکرده و آنها را به جای خالی احتمالی در آخر کار، حواله می دادند…

اما نکته ی تلخ ماجرا اینکه بیشتر کسانی که مظطربانه در صف انتظار بودند، سرمایه های انسانی شهرستان بودند که باید صبح شنبه برای حضور در کلاس درس و احتمالا در ادامه، ساختن آینده ی شهرستان ، به بوشهر می رفتند… کسانی که از هم اکنون باید تجربه ی الحاح و التماس و یافتن آشنا و … را برای سوار شدن به اتوبوس شرکت های نفت و گاز تمرین می کردند.

و نکته ی تلخ تر اینکه دوستان دلسوز شهرستان، چند روز پیش برای سرمایه های جدیدالورود شهرستان، ضیافت تقدیر و تشکر به راه انداخته و لوح تقدیر نثارشان کرده بودند تا نشان دهند که چه بهایی دارند این عزیزان!

هر چند در آن همایش به برخی لوح تقدیر نرسید و خواسته ی سرمایه های شهرستان برای سرویس ایاب و ذهاب هم در شان همایش تلقی نگردید تا شاهد صحنه هایی اسفناک از این دست باشیم و نتیجه بگیریم که جم بیشتر از همایش و شعار به برنامه و تلاش نیاز دارد.

اما چند نکته با دلسوزان شهرستان؛

۱.. چگونه ممکن است شهرستانی که هر سال یک هفته بر طبل روزش می کوبیم و نامش را بلند می گردانیم و برایش زنگ  مدارس را به عاریه می گیریم! یک سرویس رفت و برگشت به مرکز استان نداشته باشد تا دانشجویانش دست نیاز به سوی این و آن دراز نسازند. گویا قرار نیست در جم موجودی به نام حمل و نقل عمومی رشد و نمو یابد و مردم جم همواره باید دنبال یک آشنا و التماس باشند تا به بوشهر یا عسلویه سفر کنند. و چه زیبا سروده آن شاعر که :

دست نیاز چون کنی سوی دیگران دراز         پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

البته امیدوارم دوستان مسئول به دلیل آسودگی خیال از بابت پرواز و اسکان و اتوبوس و غیره … بی خیال مردم شهرستان در این مقوله نشده باشند.

 

۲.. برگزاری همایش هایی چون تجلیل از دانشجویان و روز جم که مخاطبان اصلی آن ها نیز خود دانشجویان هستند بدون توجه به خواسته های واقعی دانشجویان چه تاثیر مثبتی در روند توسعه ی شهرستان می تواند داشته باشد. شاهد این مدعا نارضایتی از نحوه ی برگزاری همایش تجلیل از دانشجویان و همین مورد مذکور است.

 

۳.. اکنون چند سالی است که شهرستان پر شده از همایش هایی که حداکثر محتوای برخی از آن ها، تجلیل از این و آن است. دوستان گران قدر به مردم توضیح دهند چه نتیجه ی چشمگیر یا ملموسی از این همه همایش به دست آمده است. کشور ما پر شده از تقدیر و تشکر و تملق و … که رهبر معظم انقلاب نیز در برخی مقاطع به آن اعتراض فرموده اند. آیا برداشتن یک گام عملی چون تسهیل ایاب و ذهاب دانشجویان شهرستان از ده همایش دهن پرکن بالاتر نیست؟

 

۴.. مصروف شدن توجه و وقت مسئولین ارشد شهرستان به برگزاری همایش هایی از این دست خصوصا در اوضاع نامناسب اقتصادی کشور، نه تنها فرصت توجه به واقعیت های جامعه را سلب می سازد بلکه فضای ذهنی مسئولین شهرستان و حتی استان را نیز به سمت مسائل بعضا غیر واقعی و نامتناسب با نیاز جامعه سوق می دهد که بیشترین ضربه ی آن را نیز خود مردم تحمل خواهند نمود. شاید فرموده ی مولای متقیان در این خصوص رهگشا باشد که فرمودند: ای مالک”مبادا سرمستى حکومت تو را از رسیدگى به آنان(رعیت) بازدارد، که هرگز انجام کارهاى فراوان و مهم، عذرى براى ترک مسوولیت هاى کوچک تر نخواهد بود”

 

۵.. نکته ی آخر اینکه ؛ اگر قرار بر این باشد که برگزاری چند ده همایش سطحی در سال، مشکلات زیربنایی شهرستان را بهبود بخشد بی شک اکنون دیگر ایران اسلامی نه معضلی به نام ضعف برنامه ریزی و مدیریت و نه معضلاتی چون تورم و گرانی را با خود یدک می کشید. با این توصیف، شهرستان جم هم از این قائده مستثنی نیست و نخواهد بود. دوستان گران قدر شهرستان، بهتر است به جای برگزاری همایش های این چنینی که جنبه ی تبلیغاتی آن بسیار بیشتر از محتوای آن است معضلات واقعی و حقیقی مردم و شهرستان را  به بوته ی نقد و همایش و کنفرانس و میتینگ و … بکشند. یقینا بازکردن گره مشکلات مردم با همفکری، برنامه ریزی و اقدام عملی مناسب، بسیار خداپسندانه تر از برگزاری همایش هایی است که خروجی آن یک لوح تقدیر و … است.

در پایان:

به غایت نازیباست که دانشجویان جم از داشتن یک سرویس رفت و برگشت به شهرهای اطرافشان محروم باشند تا حدی که بعضا در اتوبوس های کارکنان شرکت های نفتی مورد تحقیر واقع شوند!

به زعم نگارنده اولویت کنونی ستاد حمایت از سرمایه های انسانی شهرستان، تلاش حداکثری برای تسهیل شرایط آموزشی از قبیل راه اندازی واحدهای آموزشی ، تسهیل ایاب و ذهاب دانشجویان، حمایت عملی از نخبگان راه یافته به دانشگاه های معتبر کشور و به دنبال آن، به کارگیری آنان در بدنه ی مدیریتی شهرستان با غالب کردن گفتمان شایسته سالاری می باشد.

از اینکه لحن این مقال اندکی تلخ بود بر ما بخشایید که ناگفتن برخی مسائل بسیار سخت تر از گفتن آن است. امیدواریم به دیده ی تحقیق در آن بنگرید و یاریگر دیارمان باشید. دست تمامی تلاش گران حقیقی شهرستان را بوسیده و رحمت خداوندی را برایشان آرزو داریم.

دیدگاه‌تان را بنویسید