ده دشمن در روابط همسران که باید به آن توجه کرد

 


دشمن اول: بهترین دوستتان:

خیلی از ما و بخصوص خانم‌ها عادت دارند که جزئی‌ترین مسائل زندگی‌شان را که کسی نباید بداند را به دوستانشان می‌گویند و این عادتتان ممکن است بعد از ازدواج شما با شخصی که او را دوست دارید و در کنار یکدیگر احساس خوشبختی می‌کنید، حسادت دوست شما را برانگیزد و کارها و صحبت‌هایی را برای از بین بردن این خوشبختی انجام دهد. او بسیاری از عادت‌های شما را می‌داند، با صحبت‌هایش به هر نحو می‌خواهد رابطه‌ی شما و همسرتان را به هم بریزد. اگر این عادت را داشته‌اید آن را ترک کنید دیگه بس است! حداقل بخاطر اینکه ازدواج کرده‌اید و زندگی جدیدی را دارید این عادت مهلک را ترک کنید. اجازه ندهید بیش از حد دوستانتان در روابطتان با همسرتان درگیر شوند. اجازه دخالت ندهید. اگر در سابق همه چیز حتی جزئی ترین روابط خود را با او در میان می‌گذاشتید؟ بس است .

دیگر چیزی را برای او تعریف نکنید، فقط در حد صحبت‌های معمولی! همین قدر کافی است. هرگز به توصیه و راهکارهایی که دوستانتان در رابطه با مشکلاتی که برایتان پیش می‌آید گوش ندهید. دلیلی ندارد مشکلات خود را با کسی در میان بگذارید اگر فکر می‌کنید که مشکلاتتان به حدی رسیده است که نیازمند توصیه و راه حل هستید، پیش کسی بروید که تخصص این کار را دارد و شغلش این است نزد مشاوران بروید تا شما را راهنمایی کنند.

دشمن دوم: دوستان شوهرتان هستند:

چون معمولا آقایان عادت دارند که با چندین نفر دوست هستند و مثل خانم‌ها یک دوست صمیمی ندارند. در ابتدا بدون هیچ مشکلی با آنها رفت و آمد دارید اما این روابط در آینده دردسر خواهد شد پس بهتر است از همان اول ازدواج هم شما روابط خود را با دوستانتان کمتر کنید هم همسرتان. ما به شما توصیه نمی‌کنیم که همه‌ی روابط خود را قطع کنید و تارک دنیا شوید نه! اشتباه نکنید! ما می‌گوییم از حد ملاقات‌های که در دوران مجردی خود داشته‌اید بکاهید. زیرا اگر روابط کم باشد دیگر به صحبت‌هایی نمی‌رسید که باعث ناراحتی یکدیگر در جمع شوید.

 

دشمن سوم: مادر‌های دو طرف:

هر دو مادر فرزندان خود را دوست دارند چه مادر خانم چه مادر آقا. فرقی ندارد آنها با تمام وجود خود و از اعماق قلبشان فرزندان خود را مورد مهر و محبت قرار می‌دهند. اما کمی بعد ..

با مادران خود دوست باشید و احترام آنان را مانند سابق حفظ کنید اما اجازه ندهید که نظراتشان در زندگی شما وارد شود شما دیگر آنقدر از لحاظ فکری و ذهنی به استقلال رسیده‌اید که مسئولیت یک زندگی جدید را به عهده گرفته‌اید. در مواردی از مادران و بزرگترهای خود کمک و مشورت بگیرید اما نه در تمام موارد و این مشورت‌ها در حدی باشد که بدون اینکه فکر کنید با آنها صحبت کنید و طبق نظرات آنها پیش بروید.

دشمن چهارم: در گذشته بودن است.

به کارهایی که در گذشته انجام داده‌اید و یا می‌توانستید انجام دهید فکر نکنید. شما دیگر زندگی تازه‌ای را دارید فقط خود را وقف الان و زمان حاضر کنید نه گذشته و نه هیچ فکر دیگری که از گذشته بیاید. فقط الان برای شما لازم است خود را از زمان گذشته رها سازید.

 

دشمن پنجم: رژیم شما:

این موضوع صحیح است و کاملا منطقی است که خانم‌ها برای اینکه مورد پسند همسرشان باشند و او را هر چه بیشتر جذب خود کنند رژیم‌های لاغری می‌گیرند. این موارد همه خوب است ولی زمانی مشکل ساز می‌شود که غذا را برای ناهار یا شام همسرتان درست نمی‌کنید و به او مدام سوپ، و یا غذاهای آپ پز می‌دهید.

بخاطر خودتان و برای اینکه رژیم دارید به او هم رژیم می‌دهید و حوصله‌ی اینکه برای او، و بخاطر یک نفر غذایی بپزید را ندارید، پس از همان غذای که خود می‌خورید به او هم می‌دهید. اما به یاد داشته باشید مردانتان هنگامی که از محیط کار به خانه باز می‌گردند، توقع یک غذای گرم و لذیذ را از شما دارند نه سبزیجات پخته، و غذاهای رژیمی و یا از این سبک غذاها.. و یا هنگامی که به رستوران می‌روید شما چیزی نمی‌خورید و یا از غذایی که همسرتان برای خودش سفارش داده و می‌خواهد برای شما هم از آن نوع سفارش دهد، امتتناع می‌ورزید.

باز هم به غذاهای رژیمی پناه می‌برید با این کارتان تو ذوق همسرتان می‌زنید و باعث می‌شوید که دیگر با شما به رستوران نرود و شخص دیگری را جایگزین شما بکند و کم کم از شما فاصله بگیرد. پس برای اینکه همسرتان را جذب خود کنید و استیل زیبایی داشته یاشید، رژیم بگیرید اما در حدش. افراط نورزید.

 

دشمن ششم: از ظاهر خود راضی باشید و هیچ گاه آنها را به زبان نیاورید

مثلا نگویید: همیشه از حالت بینی خودم بدم می‌آمده، همیشه از فرم و حالت پاهام متنفر بوده‌ام و .. و جمله‌های از این سبک را نگویید. همه‌ی انسان‌ها در ظاهر خود دارای عیبی هستند هیچ کس زیبایی مطلق را ندارد. هرگز به دنبال عیب‌های خود نگردید، این کار اعتماد به نفس شما را به شدت کاهش می‌دهد. مثلا اگر بینی بزرگی دارید تا، کسی در مورد بینی صحبت می‌کند فکر می‌کنید می‌خواهند شما را مورد تمسخر قرار دهند و یااینکه این بحث باعث ناراحتی‌تان می‌شود و آن جا را ترک می‌کنید. همه‌ی این ناراحتی‌ها به علت حساسیت بالای شماست. پس هرگز عیب‌هایی را که می‌دانید دارید را به زبان نیاورید، تا باعث حساسیت همسرتان شود. قبل از ازدواج نیز شما همین طور بودید و او شما را همین طوری که بودید پذیرفت. عیب‌های خود را در چشم او زوم نکنید. عیب‌های که گفته نشود فراموش می‌شود این صحبت را بخاطر داشته باشید: عیب‌های که گفته نشود فراموش می‌شوند.

 

دشمن هفتم: همسر خود  را در بند و زندان قرار ندهید

او هم مانند شما و هر انسان دیگری آزاد است و این حق طبیعی اوست که آزاد باشد و در روز کارهای دلخواهش را انجام دهد و یا به مکان‌های برود که دوست دارد. زیرا اگر مدام مراقب او باشید و دائم همسرتان را کنترل کنید، باعث می‌شوید او از شما دور شود چه خانم و چه آقا این موضوع در هر دو جنسیت وجود دارد. و باعث می‌شوید که او مخفیانه کارهایی را انجام دهد و یا به مکان‌های برود، بدون اینکه شما متوجه شوید پس همیشه سعی کنید با زن ویا شوهر خود رو راست و دوست باشید و او را در بند نکنید تا از روابط او آگاه شوید.

 

دشمن هشتم: حسادت‌های زنانه یا مردانه:

حسادت‌های بیشترین عامل جدایی در زندگی‌های به شمار می‌رود. مثلا اینکه چرا در مهمانی دیشب با آقای فلانی و یا خانم فلانی صحبت می‌کردی و با او آنقدر می‌خندیدی؟ و صحبت‌هایی از این سبک..!!

در زندگی مشترک مهم ترین عامل اعتماد و اطمینان داشتن به طرف مقابل است. اگر شوهر و یا خانم‌تان نیز با جنس مخالف خود در حال صحبت کردن باشد، از اعماق قلب خود می‌دانید و احساس می‌کنید که او جز شما هیچ کس دیگر را دوست ندارد، پس بخاطر اعتماد و اطمینانی که به او دارید، هرگز به شخصی که مقابل او قرار گرفته است حسادت نمی‌ورزید.

 

دشمن نهم: روابط جنسی میان همسران است.

برخی از خانم‌ها و یا آقایان چون تمایلی به روابط جنسی ندارند، از این کار دوری می‌کنند و باعث ناراحتی طرف مقابل خود می‌شوند. اما به یاد داشته باشید که بسیاری از مشکلات زن و شوهران از روابط جنسی نادرست آنها نشات می‌گیرد. پس در این مورد نیز یک بازنگری داشته باشید. خداوند برای اینکه زنان و مردان احساس نزدیکی بیشتری به یکدیگر داشته باشند و روابط خانواده‌ها قرص‌تر و استحکام بیشتری داشته باشد این نیاز را در هر انسانی قرار داده است پس به آفریده‌ی خود احترام بگذاریم و قانون‌های و کارهایی را که او برای مقرر داشته است را با رضایت کامل و خرسندی تمام انجام دهیم تا پروردگارمان نیز از ما راضی باشد.

 

دشمن ده و اخرین دشمن:

در مشکلات و ناراحتی‌هایمان به جایی می‌رسیم که دیگر حتی تمایلی برای دیدن یکدیگر نداریم و با چشم‌هایمان یکدیگر را می‌زنیم دعوا می‌کنیم و…

اما یادمان باشد که در روز اول نیز ما با همین چشم‌ها یکدیگر را دیدیم و در یک نگاه از یکدیگر خوشمان آمد، صحبت کردیم، ازدواج کردیم و با همین چشم‌ها بود که بارها به یکدیگر زل زدیم، چشم در چشم یکدیگر، به همسرمان ابراز علاقه کردیم و به او گفتیم که دوستش داریم. الان نیز همان چشم‌ها را داریم اما چرا از چشمانمان دیگر جملات عاشقانه نمی‌بارد؟؟ چرا دیگر با چشمانمان به دیگری نمی‌گوییم که دوستش داریم؟؟ اجازه ندهید آتش خشم و کینه و دشمنی با دیگری در حدی در روابطتان اوج گیرد که حتی با چشمان خود نیز این جملات را به همسر خود منتقل کنید.

اگربرای اینکه دوباره از نو شروع کنید منتظر فرصتی دوباره هستید از همین امروز شروع کنید. با همسر خود به جایی بروید که او را برای اولین بار در آنجا دیدید، تا دوباره انرژی مثبت و عشق تازه‌ای دوباره در قلب هر دوی شما شروع به دمیدن کند و بعد از مدتی در تمام وجود شما پخش شود و سر تا پای شما را فرا گیرد مانند همان روزهای اول یکدیگر را دیدید و برای دیدن دیگری ثانیه شماری می‌کردید تا لحظه‌ی ملاقاتتان و دیدار فرا رسد و در آن لحظه از شوق عشق در پوست خود نمی‌گنجید و از بعد زمان ومکان خارج می‌شدید.

دیدگاه‌تان را بنویسید