آوای جم، زمان زیادی به پایان دولت یازدهم و انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است و تا کمتر از ۶ ماه آینده مردم یا رای به تمدید دولت روحانی خواهند داد یا اتفاقی عجیب را رقم خواهند زد و شخص جدیدی بر صندلی رییس‌جمهور جلوس خواهد کرد.

 

به گزارش آوای جم؛ بی‌شک عملکرد دولت حسن روحانی در طول سه سال گذشته عملکردی قابل‌قبول و گاها فراتر از حد انتظار برای اصلاح طلبان و اعتدالیون بوده و با توجه به بدهی‌های به ارث رسیده از دولت قبل و شرایط بسیار بد پرونده هسته‌ای پیش از ورود تیم مذاکره‌کننده دولت به ریاست دکتر ظریف و تلاش مثبت دولت در مواردی چون کاهش فوق‌العاده نرخ تورم و رشد اقتصادی مثبت،همه و همه باعث می‌شوند دولت یازدهم نمره خوبی را به خود اختصاص دهد.

تمام موارد فوق و دیگر موفقیت‌های این دولت را هیچ انسان منصفی کتمان نکرده و نادیده نمی‌گیرد اما این مسئله نباید باعث شود انتقاداتی که به زیرمجموعه‌های دولت وارد است گفته نشده و مسکوت بماند.

آغاز به کار دولت یازدهم با ریاست مصطفی سالاری بر استان بوشهر رقم خورد و نماینده عالی دولت در استان را علی‌رغم خواست نیروهای سیاسی استان که خواهان حضور اشخاصی چون مهندس تبادار در ساختمان استانداری بودند، به دست سالاری جوان سپرده شد. در این شرایط بازهم نیروهای سیاسی استان رویه اعتدالی و حمایتی را از استاندار جوان و بومی دریغ نکرده و این حمایت را حتی تا چندی قبل و پیش از بیانیه‌های معروف دو طیف ائتلاف اصلاح‌طلبان و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ادامه دادند.

حال اینکه این حمایت به چه دلیل بود و چه اتفاقاتی در این میان شکل گرفت که باعث ایجاد شکاف بین استاندار و نیروهای سیاسی استان شد بی‌تردید در حوصله این نوشته نمی‌گنجد و موردی است که باید جداگانه موردبررسی قرار گیرد اما چند سوال در ذهن خبرنگاران که به‌نوعی صدای رسای مردم خود محسوب می‌شوند شکل‌گرفته که پاسخ آن از طرف استاندار می‌تواند روشنگر مسائل و شائبه‌ها باشد.

مصطفی سالاری که در ابتدای شروع به کار خود برنامه‌های بسیاری را در سر می پروراند، چندین وعده را در ارتباط با استان تحت مدیریتش بیان کرد که ۴ مورد از آنان که از اصلی‌ترین خواسته‌های همیشگی مردم بوده تحقق‌نیافته و بعید است در چند ماهی که به عمر استانداری او در بوشهر باقی‌مانده هم عملی شود.

چه خبر از وعده های شاخص؟

اولین مورد از وعده‌های جناب استاندار بحث راه‌اندازی راه آهن استان بوشهر بود که از دیرباز پرونده‌اش در جریان بوده و چند دولت به دنبال تحقق آن بوده‌اند و جناب سالاری هم در همان روزهای نخست مدیریتش در جلسه‌ای با فعالان سیاسی از آن به‌عنوان یکی از اهداف اصلی مدیریتی خود نام برد و قول داد که این مهم در زمان ریاستش بر استانداری بوشهر به نتیجه خواهد رسید. موردی که پس از گذشته سه سال از آغاز به کار او نه‌تنها عملی نشده بلکه آوردن نام راه‌آهن در کنار بیان وعده‌های عجیب در موردش بیش‌ازپیش روی اعصاب مردم بوشهر قدم زده است.

مورد بعدی که در همان آغاز هم جای بحث بسیار داشت ارتباط تجاری استان بوشهر با قطر آن‌هم در بخش کشاورزی بود. این وعده که با حضور هیئتی از قطر در استان روی آن مانور بسیار داده شد در سال آخر ریاست سالاری همچنان مسکوت مانده و مشخص نشد آن هیئت برای چه هدفی به استان سفرکرده و این وعده با چه زیرساختی داده شد و آیا اصلاً ارتباط تجاری با قطر نیازمند مجوز از نهادهایی بالاتر از استانداری بود یا خیر و… همه سؤالاتی است که تا کنون بی‌پاسخ‌مانده و روزنه‌ای هم در این میان به چشم نمی‌خورد که اراده‌ای برای پاسخ به آن وجود داشته باشد!

سومین مورد اما بحث دهکده گردشگری است که نسبت به بقیه وعده‌ها شاهد اتفاقات بهتری در این حوزه بودیم و هرچند وعده استاندار در ابتدای کار افتتاح تعداد بیشتری دهکده گردشگری در استان بود اما تا اینجای کار این وعده حداقل دارای نشانه‌هایی از پیشرفت است و می‌توان باکمی اغماض از آن عبور کرد هرچند که همان دهکده گردشگری هم دارای اشکالات فراوانی است و امیدواریم به سرنوشت پارک لیان دچار نشود!

مورد بعد بحث منطقه آزاد بوشهر است که ایشان از ابتدای شروع به کار خود مانور بسیاری روی آن داد و وقت و تمرکز بسیاری را نسبت به آن گذاشت تا بلکه در دوران مدیریت خود به سرانجام برساند. وعده‌ای که با رسانه‌ای نکردن جانمایی آن حاشیه‌های بسیاری را متوجه طرح اصلی کرد و با بیان چندباره آن هیجاناتی را در بازار دامن زد که هرچند خود استاندار قبول نداشت صحبت در مورد بندر آزاد تأثیری بر روی بازار گذاشته، اما بررسی ساده و میدانی حداقل در حوزه املاک حاکی از افزایش کاذب قیمت ملک و زمین در نقاط مختلف در آن زمان بود.

بررسی تخصصی و فنی عملکرد استاندار را در سه سال گذشته باید به متخصصین هر حوزه سپرد و دید سالاری تا چه اندازه در بحث حل مشکلاتی چون کمبود آب، قطعی برق، توسعه زیرساخت‌ها،حوزه عمران، اشتغال‌زایی، توسعه فرهنگی و اجتماعی موفق بوده است اما به ساده‌ترین زبان و با بهره‌گیری از حداقل اطلاعات ممکن این سوال را هرکدام از مردم می‌توانند مطرح کرده و انتظار پاسخ داشته باشند که ”جناب استاندار! این چند وعده شاخص به کجا رسید؟ ”

اگر طرح‌های فوق با کمبود بودجه مواجه شده که تأمین بودجه در حوزه وظایف استاندار است و اتفاقاً موردی است که سالاری در نشست با اصحاب رسانه شدیدا روی آن تأکید داشت و بارها از افزایش بودجه استان و پیگیری برای گرفتن بودجه بیشتر سخن گفت.

به هر شکل اگر مشکل تأمین بودجه باشد که هست چرا استاندار باید وعده‌هایی را بیان کند که خود بهتر از هر کسی می‌داند نیازمند سرمایه‌های عظیم و بسیاری است که از توان استان بوشهر خارج است و بعضی از این وعده‌ها آن‌قدر کلان به نظر می‌آید که می‌توان از آن‌ها به‌عنوان پروژه‌هایی در سطح ملی نام برد؟

پروژه‌هایی چون راه‌آهن، آزاد راه بوشهر-شیراز و منطقه آزاد آن‌قدر سازوکارهای مختلفی دارد و دستگاه‌های زیادی را درگیر خود می‌کند که نمی‌توان یک‌شبه آن را به سرانجام رساند و بدون تأمین بودجه مناسب وعده آن را به زبان آورد و مردمی را امیدوار کرد که دیگر از امیدواری هم خسته شده‌اند!

بی‌تردید عملکرد مصطفی سالاری نقاط مثبتی هم داشته اما ما باید بپذیریم هر مسئولی که در مسند مدیریتی قرار می‌گیرد موظف به انجام یکسری خدمت‌ها به مردم حوزه تحت مدیریتش است و اینکه کارهای مثبتی که انجام‌شده هرچند جای تشکر دارد اما نباید باعث شود وعده‌ها و خواسته‌های مردم بدون پاسخ بماند.

البته شکی نیست زیر سوال بردن استاندار بوشهر به علت ۴ وعده محقق نشده به‌دوراز انصاف است و عملی کردن طرح‌هایی چون امید روستایی و ایجاد فضای باز برای گفتمان‌های مختلف از نکات بارز مدیریت وی به شمار می‌آید اما ای‌کاش جناب استاندار قبل از تمام شدن دوره مسئولیت خود پاسخگوی این وعده‌های محقق نشده باشد تا مردم بدانند چرا این موارد آن‌چنان‌که باید موردتوجه واقع نشد یا اگر شده چه دلایلی وجود دارد که اجرایی نگردیده است.

سکوت در برابر انتقادات و ابهامات

هرچند انتظار این بود که استاندار به‌جای تمرکز بیش‌ از حد بر روی چنین وعده‌های که سر آخر هم عملی نشد وقت بیشتری را روی بحث‌های چون جوانان و اشتغال آنان قرار می‌داد تا پس از ۴ سال بر طبق اعلام مرکز آمار با افزایش بیکاری در سطح استان مواجه نباشیم. مواردی چون اشتغال و ارتباط دوستانه با نیروهای سیاسی استان که هیچ‌گاه در رابطه با چرایی این اختلافات توضیحی نداد، مفیدتر از بیان وعده‌هایی بود که از اول هم معلوم بود محقق نمی‌شود.

یکی از ایرادات جدی مدیریت سالاری، عدم پاسخگویی مستقیم به انتقادات و ابهام از سوی وی یا مجموعه استانداری بود و این موارد به نشست های خبری و بیان آمارهایی از سوی وی و همکارانش خلاصه شده است.

سالاری باید به یاد داشته باشد صرف پاسخ ندادن به انتقادات تعبیرش انتقادپذیری وی معنا نمی‌شود و با این میزان نقدهای موجود در جامعه که بر وی وارد می‌دانند، مردم خواهند گفت: « لابد پاسخی نداشت»/شرق


بستن