طلاهای واقعی میدان گازی پارس جنوبی!

الهام صالحی؛

طلاهای واقعی میدان گازی پارس جنوبی!

همانگونه که انتظار می رفت، آقای مدیرعامل محترم به جای تاکید بر نیرویی پرانگیزه، سالم و بانشاط – که براستی انرژی و سرمایه های تجدیدناپذیر یک ملت هستند –  تاکید خود را مکررا بر روی ” تاسیسات ” موکد نموده و حلاوت رسیدن به مرز بیست سالگی مجتمع را در کام کارکنان تلخ می نماید.

آوای جم – الهام صالحی* ؛این روزها اگر بطور اتفاقی هم یکی از صفحات مجازی گوشی تان را باز کرده باشید، با خبر مقایسه مخازن میدان گازی پارس جنوبی با مقادیر معتنابهی از طلا و جواهرات روبرو شده اید. مقایسه ای که مدیرعامل مجتمع گاز پارس جنوبی در آستانه بیست سالگی این شرکت از آن رونمایی کرده  و موجبات تحسین اهالی رسانه را فراهم نموده است. ایشان ضمن برشمردن شرایط جغرافیایی و مختصات ژئوپلتیک این میدان، کاروانی هفتاد و هشت کیلومتری از کامیون هایی را تصویر کرده اند که هر کدام با محموله ای بیست تنی از طلای خالص، بوق زنان در انتظار ورود به خزانه ملی کشور هستند. صد البته تصور چنین اتفاقی از زاویه نگاه ملی، می تواند شادی بخش  و شورآفرین باشد. چه کسی را می توان یافت که با شنیدن چنین خبری، غرور ملی اش برانگیخته نشده و لبخندی شیرین بر لب هایش میهمان نشود؟
با این وجود، پس از خلق چنین تصویر زیبایی، آقای مدیرعامل ناگهان به مقایسه ای دیگر نیز می پردازد تا مخاطبان تشنه رسانه را بیشتر به سوت و هلهله وادارد. مقایسه ای که شیرینی مقایسه پیشین را نیز زایل کرده و بیش از آن که مبنایی علمی و آماری داشته باشد، قیاسی مع الفارق بوده و به خیال انگیزی های کودکانه شبیه می شود.
قیاس مجتمع گاز پارس جنوبی که در قالب مجتمعی از فازهای پالایشگاهی به شیرین سازی گاز و استحصال محصولات جانبی آن از قبیل میعانات، گوگرد و فرآورده های هیدروکربوری مربوطه مشغول است، با غول های عظیم نفتی نظیر  BPکه تنها بخشی از فعالیت آنها به صنایع پایین دستی مثل پالایش نفت و گاز منوط شده و عمده عملیات آنها در حوزه های بالادستی این صنایع نظیر اکتشاف، توسعه و تولید انجام می شود، اشتباهی بزرگ است که بیان آن از سوی مدیری عملیاتی، سخت غیر قابل باور می نماید.
شرکت بریتیش پترولیوم ( یا باختصار BP ) شرکت عظیم نفتی انگلستان و یکی از شرکت های فراملیتی است که در حوزه های کشف، استحصال و پالایش نفت خام، گاز طبیعی، صنایع پتروشیمی، فرآورده های نفتی مواد شیمیایی، سکوهای حفاری، ناوگان کشتیرانی و خطوط انتقال فرآورده های هیدروکربوری، جایگاه های سوخت رسانی و توزیع، ایرلاین ها و خطوط حمل و نقل هوایی، بازاریابی، تولید انرژی‌های تجدیدپذیر و سوخت‌های زیستی، تولید برق با استفاده از انرژی بادی و خورشیدی، دانشگاه ها و موسسات آموزشی و سرمایه گذاری های کلان در صنعت بورس فعال می باشد. بنا به آمارهای موجود، درآمد این شرکت در قبال فعالیت های عملیاتی خود، تنها در سال ۲۰۱۳ میلادی، رقمی بالغ بر چهارصد میلیارد دلار بوده که بیست و چهار میلیارد دلار از مبلغ مذکور، سود خالص این شرکت قلمداد شده است.
شرکت BP  بدلیل شخصیت فراملی و چند ملیتی خود در بیش از هشتاد کشور جهان دارای واحدهای عملیاتی بوده و ۲۱۸۰۰ ایستگاه خدماتی را در سراسر جهان مدیریت می کند. اکتشافات BP در حوزه نفت، قاره آسیا، چین، اندونزی، هند و پاکستان را شامل شده و در حوزه محصولات پتروشیمی نیز چین، فیلیپین، کره جنوبی و مالزی را دربر می گیرد. ساخت و مدیریت خطوط لوله انتقال گاز باکو – سوپسا ، باکو – تفلیس، خط لوله فورتیز اسکاتلند، خط لوله نی نیان کلمبیا، خط لوله اقیانوسیه، خط لوله اروپای شرقی، خط لوله آلاسکا تا کانادا و ده ها خط لوله و پروژه مربوط به آن نیز بخش هایی از فعالیت این شرکت در حوزه پایین دستی صنایع نفت و گاز به شمار می روند.
از سویی دیگر، مجتمع گاز پارس جنوبی با در اختیار داشتن مخزن و منبعی ملی – که همه آن سود خالص است – نمی تواند با شرکت BP  به قیاس بنشیند که  بدون تکیه به پشتوانه ای ملی، و تنها بعنوان شرکتی سرمایه گذار و کارآفرین در این حوزه، با توان فنآوری خود مخازن و منابع جهانی را تحت اراده اش درآورده و سود خود را از تسهیم این مبادله عملیاتی از دیگران و بازارهای بین المللی کسب می کند.
با این اوصاف، لازم بنظر می رسد مدیرعامل محترم مجتمع گاز پارس جنوبی با تجدیدنظر در اظهارات اش، به مقایسه های خود جنبه استنادی بخشیده و از شوق و ذوق های احساسی و کودکانه فاصله گیرد.
اما حال که باب مقایسه باز شده است، شاید بتوان در زمینه کارکنان و منابع انسانی دو شرکت نیز نگاه عالمانه تری را معطوف داشت:
شرکت BP  تا سال ۲۰۱۳ با در اختیار داشتن ۸۴۰۰۰ نفر پرسنل در تمامی مناطق عملیاتی خود، نخستین راس از رئوس استراتژی خود را ” رفاه کارکنان، منابع انسانی، ایمنی و محیط زیست ” در نظر گرفته و آنگاه به سراغ ” بهبود تولید، افزایش و بهبود عملکرد و افزایش سهم شرکت در انرژی های جایگزین ” می رود:
” باتوجه به آن‌که عملکرد مطلوب در گرو نیروی انسانی مناسب و واجد قابلیت‌های لازم است، توسعه قابلیت‌های کارکنان یکی دیگر از ارزش‌های بنگاهی ما می‌باشد. توجه به رشد توانایی‌های آن‌ها، افزایش رضایت کارکنان، جبران خدمات آن‌ها متناسب با استانداردهای روز و جهانی، رفتار همراه با احترام و توجه به انتظارات آن‌ها و به علاوه عدم وجود تبعیض جنسی، مذهبی و نژادی و رعایت تکثر و توجه به شایسته‌سالاری، از جمله اصول مورد توجه در مورد کارکنان ماست. ” ( استراتژی بی پی: دانشنامه جهانی ویکی پدیا )
با این حال در سراسر مصاحبه مدیرعامل محترم پارس جنوبی که در آستانه بیست ساله شدن مجتمع عظیم تحت مدیریتش بایست بطور ویژه ای به منابع انسانی مجموعه –  بعنوان ثروت و گنجینه اصلی و طلاهایی با عیارهای بالاتر از گاز و گوگرد و میعانات گازی  –   اشاره می کردند ، مثل همه این سال ها ، رد و نشانی از این اشاره دیده نمی شود.
ایشان – با نگاهی جهان سومی – همسان با مدیران سلف خود در این مجموعه برای افزایش تولید و درآمد مجتمع ، ابراز می دارند: ” رسیدن به این درآمد نیازمند تأسیساتی است که پایدار و ایمن ] بوده و [ کار و ارزش افزوده ایجاد کند … ”
همانگونه که انتظار می رفت، آقای مدیرعامل محترم به جای تاکید بر نیرویی پرانگیزه، سالم و بانشاط – که براستی انرژی و سرمایه های تجدیدناپذیر یک ملت هستند –  تاکید خود را مکررا بر روی ” تاسیسات ” موکد نموده و حلاوت رسیدن به مرز بیست سالگی مجتمع را در کام کارکنان تلخ می نماید.
کاش آقای مدیرعامل با جستاری کوتاه در فضای مجازی، مطلع می شدند که سیاست شرکت BP  در قبال رفاه کارکنان خود، هیچ محدودیتی را قائل نگردیده و رستوران ها، هتل ها، اماکن تفریحی، سیاحتی، فرهنگی و ورزشی زیادی در سراسر کره زمین با تخفیفات بسیار بالا  و ویژه در خدمت کارکنان این شرکت و خانواده های آنان است تا بر فرسایش جسمی، روحی و روانی خود فائق آیند. کاش ایشان که خود تحصیل کرده آن سوی آب ها هستند، نقبی کوچک به خاطرات و اندوخته های زمان دانشجویی شان می زدند و بیش از آن که بر بینش خود تعصب ورزند ، شجاعت تغییر بر اساس دیده هایشان را در خود جستجو می کردند. دگرگونی و تغییری که مقدمه و سرآغاز همه پیشرفت هاست.
نهایتا با این که بعنوان همسر یکی از کارکنان شاغل در مجتمع گاز پارس جنوبی، بایستی به خود بالیده و گذر از نوزده سالگی این مجموعه بزرگ را به فال نیک بگیرم، اما سکونت در شهرکی عملیاتی که پس از پانزده سال هنوز عزمی واقعی برای ترمیم ساختارهای آن، بهسازی مبلمان شهری در راستای تامین حقوق شهروندی ساکنین و تلاش کم رنگی برای فرهنگ سازی نیز صورت نگرفته و بطور مثال – حتی –  تعبیه  یک آسانسور بعنوان بخشی از تکریم خانواده های کارکنان، در گیر و دار نوعی بوروکراسی کاذب و ساختگی محو و گم شده  و مدیرعامل محترم مجتمع طی این همه سال، جلسه ای کوتاه نیز با خانواده های همکارانش نداشته تا احساس، نگرش و دغدغه های آنها را در قبال مجموعه اش درک کند، انگیزه و شادی هرگونه ابراز احساسات را از من و دیگر ساکنان این شهرک ها سلب نموده است. بنابراین چنین بنظر می رسد که مدیریت محترم مجموعه، پیش و بیش از آن که به دنبال قیاس این مجتمع با مگاکمپانی هایی نظیر شل ، توتال و BP  برآید، نیازمند نگاهی تازه به ساختار سازمان خود و مقایسه این سازمان با خودش می باشد. بی تردید گذشته هر مجموعه و سازمانی – اگر بدون غرض ورزی و تعصب کورکورانه مورد محاجه و قضاوت قرار گیرد –  بهترین چراغ راهنما برای آینده همان مجموعه است.
تا سال های پیش وقتی پسرم – در پاسخ به موضوع انشاء که از آنها خواسته بود شغل آینده شان را تصویر کنند –  شغل پدرش را برای آینده اش درنظر می گرفت، به او افتخار می کردم اما با زاویه نگاه مدیریت این مجموعه در قبال کارکنانش – که بدون نگاهی کرامت ورز، هرکدام از آنان را فقط در شماره ای شش رقمی تصویر می کند –  دیرگاهی است که برای آینده پسرم عمیقا نگران و غصه دار می شوم … مباد چنین!/اتحاد خبر

*حقوقدان، مشاور حقوقی و ساکن در شهرک های عملیاتی شهرستان جم

۱ دیدگاه

    در خصوص موضوع فوق ذکر دو مطلب خالی از لطف نیست
    ۱-رفاه فقط در نبود بک اسانسور برای منزل مسکونی شامل میشود
    ۲-با عین به این که تکریم فقط در نبود امکانات و نه حقوق های نجومی خلاصه میشود چیزی دیگری نمیتوان گفت




    ۲



    ۰
    پاسخ
دیدگاه‌تان را بنویسید