آوای جم - سردبیر: سال هاست که پل موسوم به بهرباغ به محلی بی نظیر برای تصادفات تبدیل شده است. پلی که دو دولت مهرورز و مدبر را به خود دیده اما نه باران مهرورزی اصولگرایان بر آن بارید و نه تدبیر اعتدالیون، امید را به مردم شهر جم و سه روستای بزرگ همجوار هدیه کرد!
هفته ای نیست که تصاویری از تصادف و آسیب های جانی و مالی در این پل از مو باریکتر ! در موبایل ها منتشر نشود اما نه فریاد های مردمی کارگر می افتد و نه تقلای ناکام مسئولان!


واقعا چرا این پل چون استخوانی لای زخم مانده و سامان نمی یابد؟
علی رغم وعده های هر ساله مسئولان ارشد شهرستان هنوز هیچ اقدام عملی برای بهسازی و تعریض پل انجام نشده و همچنان مردم حضور عزراییل را با تمام وجود احساس می کنند.
شهرداری جم به بهانه آنکه این پل در طرح جامع شهری جم قرار ندارد حاضر به گام برداشتن در این راه نیست و البته این سوال بزرگ وجود دارد که چگونه شهرداری ای که مدام برای هر کار خیری٬ قانون را به یاری می خواهد بلوار ورودی شهر جم که در محدوده طرح جامع شهری هم نیست را می تواند با اعتبار چندین برابری احداث کند و در کمال حیرت ، سازمان بازرسی هم شمشیر به دست نمی شود! اما احداث این پل که رفت آمد از شهر و به شهر جم آن را پرترافیک کرده احداث شدنی نیست!
دهیاری ها هم توان مالی لازم برای سامان دهی پل ندارند و وعده های فرمانداران گذشته و حال هم نتیجه ای بیشتر از وعده نداشته است.
اگر سال ها پیش سامان دهی پل توجیه زیادی نداشت و دغدغه ای را ایجاد نمی کرد اما امروز با رشد جمعیت روستاهای پیرامون و افزایش ترددها، هیچ توجیهی برای عدم سامان دهی  پل باقی نمانده است.
بساط کردن دست فروشان در اطراف پل هم به وضعیت فاجعه بار پل اضافه شده است و به نظر می رسد برای رفع مشکل لازم است آقازاده ای قربانی شود! چرا که جان دادن رعیت تاکنون غیرت مسئولان را به جوش نیاورده است!
مردم مظلوم همچنان منتظر تدبیر دولتی ها هستند و دلخوش به وعده های ناشده...
انگار باید بپذیریم که عمر وعده های مدیران روحانی هم به سرنوشت وعده های مدیران احمدی نژاد دچار شده و دولت یازدهم هم در غروب عمر چهارساله ، امید مردم را با یاس پاسخ داده است.
 جمعیت حدود ۱۰ هزار نفری روستاهای بهارستان، بهرباغ و بهرحاج نوشاد به همراه جمعیت ۳۰ هزار نفری شهر جم همچنان دلخون و امیدوارند تا شاید این گره کور باز شود!

نویسنده: رضا رئیسی


بستن